آقاي دکتر جانعليزاده ؛
رياست دانشكده فني نوشيرواني بابل
با سلام ؛
مي دانيم که اين خطابه را در گوش پرده ريسان قدرت و اياديشان راهي نيست اما ما را چون شما به چماق قدرت نيازي نيست ، سلاح ما اتحاد و همدلي ست . صبر کرديم و با کلام خود پيش رفتيم اما ...
در واقع اين نامه اتمام حجتي است با شما رئيس محترم
از آغازين روزهاي رياست شما , به روش هاي مختلف درمقابل هر گونه فعاليت دانشجويي سنگ اندازي شد .
به چه بهانه اي از جلسات بحث انجمن اسلامي جلوگيري شد؟
شب شعرهاي كانون شعر و ادب چه تهديدي براي شما بودند؟
گناه كانون موسيقي چه بود؟
كانون هاي دانشگاه به چه بهانه اي منحل شدند؟
به كدامين گناه نشريات دانشجويي را قاع و قمع كرديد؟
ديگر چرا به نشريات انجمن هاي علمي اجازه انتشار نداديد؟
مگر انجمن علمي حق دانشجو نيست ؟ چرا در انتخاب اعضاي انجمن علمي مكانيك اعمال نفوذ كرديد؟
شما حتي برگزاري مراسم روز دانشجو توسط دانشجويان را از آن ها دريغ كرديد و در آن روز به جاي تجليل از مقام دانشجو به تمسخر آن پرداختيد و در خيمه شب بازيتان به يادمان سه آذر اهورايي دهن كجي كرديد .
شما تمامي راه هايي كه يك دانشجو را لايق نام خود مي كند مسدود كرده ايد ، از ما چه انتظار داريد؟ مثل يك گياه باشيم؟
امسال ما با ورود خود به دانشگاه سايه هاي سنگيني را بر خود احساس كرديم . جو خفقان و امنيتي شما با نصب دوربين هايتان نويد سال سكوت و اعتراض مي داد و خود كرده را تدبير نيست .
مست از باده قدرت پنداشتيد كه ديگر حريفي بر شما نيست . باده قدرت را نوشيديد و مستانه بر اريكه قدرت تكيه زديد بي آنكه بنگريد كه نگهبان دانشجوييد يا نگهبان قدرت . دانشگاه عملاً به يك زندان تبديل شد و هر روز قانون جديد و دست و پا گيرتر !
شما حتي از در اختيار گذاشتن آمفي تئاتر دانشكده براي برگزاري جشن فارغ التحصيلي خودداري نموديد تا دانشجويان نتوانند حتي رهايي خود را از اين زندان ساخته ي دست شما جشن بگيرند . همه اين كارها براي اين بود كه فعاليت هاي دانشجويي و گردهمايي ها كم كم از خاطر ها برود و به خاطره ها بپيوندد .
بگذاريد حقيقت را بگوييم شما نقش خود را از رئيس دانشگاه به بازيچه اي در دستان حراست تقليل داديد .
حوادث روزهاي اخير و اتحاد دانشجويان نشان داد كه محاسبات شما غلط از آب در آمده است ، اما چه سود كه اين بار هم به جاي واقع بيني و جبران اشتباهاتتان خود را در منجلاب خود ساخته فرو برديد .
12 دانشجو در دانشگاه ما ناپديد شدند ؛ نمي خواهيم بگوييم آن ها را ربودند ولي شما چه نامي بر آن مي گذاريد ؟ زشتي عمل بدان حد است كه ما از بيان آن شرم داريم .
شما چه كرديد ؟ جز اينكه اظهار بي اطلاعي كرديد در حالي كه يكي از شاكيان خود شما بوديد .
آقاي رئيس ! دوربين هاي شما ظاهراً براي جلوگيري از سرقت اموال دانشگاه كار گذاشته شده اند . اين بار صاحب خانه را دزديده اند ، دوربين هايتان چه شد ؟
نگهبان هاي شما به جاي حراست از دانشگاه سر تا پاي دختران را مي كاوند مبادا تار مويي بيرون زده باشد .
حال با گذشت زمان ، پرده از روي اين حادثه دردناك و به غايت منزجر كننده كنار رفت و با واقعيت عريان مواجه شديم . و نقش شما را در آن شاهد بوديم .
اکنون تمامي دروغ ها بر ملا شده است . بي تدبيري و بي مسئوليتي شما سبب شد که يک مسئله صنفي به معضلي امنيتي تبديل شود . اکنون شما با شعله هاي خشم فوج فوج دانشجويان آزاديخواه مواجه هستيد . براي جلوگيري از شعله ورتر شدن اين آتش ، خيرخواهانه به شما مي گوييم ( با همه نا ملايماتي که در دوره پر حادثه رياستتان متحمل شديم ) هر چه زودتر از دانشجويان به سبب آمريت در له کردن جوانه هاي انديشه و کرامت به زير چکمه هاي عبوس جهل و جنايت عذر خواهي نموده و از مقام خود استعفا دهيد که رياست را مديريت و تدبير نياز است .
دانشجويان دانشكده فني نوشيرواني بابل
www.eteraz-e-daneshjoo.blogfa .com
www.moghavemat-ta-azadi.blogfa .com
