نه هراسی نیست.
پیش ما ساده ترین مساله مرگ است.
مرگ ما سهل تر از کندن یک برگ است.
دوستان مرگ من مرگ شماست.مگذارید شما را بکشند.
براستی یاران دبستانی من چه جانانه ایستادید و با نفس گرمتان تحمل دیوارهای سرد زندان را بر ما هموار کردید.همچون کوهی تکیه گاهمان شدید و نشان دادید تا زمانی که دانشجو زنده است ذلت نمی پذیرد.
آری برادران و خواهرانم از آن هنگام به سال ۳۲ که سه آذر احورایی قربانی استبداد زمانه گشتند وقتی خانه مان کوی دانشگاه را ویران کردند وقتی شبانه بر ما هجوم آوردند و قلم را از دستانمان گرفتند و بر دستانمان دستبند زدند وقتی پاسخ خواسته های به حقمان را در باتوم و شوک الکتریکی خلاصه کردند وقتی کلاس درس را ازما گرفتند و زندان را کلاس درسمان کردند از آن زمان تاکنون ایستاده ایم زیرا می دانستیم که آزادی هزینه ای گزاف دارد .
من به نمایندگی از تمام یاران همبندم از تمامی شما دوستان در دانشکده فنی و دیگر دانشگاه های سراسر کشور که در این دوران سخت یار و یاور ما بودید و برای احقاق حقوق خود ذره ای پا پس نکشیدید مراتب تشکر و قدردانی را ابراز می دارم.
ما اعلام می داریم هر چند در این مدت رنج های فراوانی کشیدیم و مسئولین دانشگاه و در راس آن قربانی ریاست حراست به علت عدم توانایی در مدیریت بحران و تلاش برای ایجاد جو امنیتی و سرکوب در دانشگاه اصلی وقایع روی داده می دانیم و حق شکایت و پیگیری نحوه و اساس بازداشت را برای خود محفوظ می داریم.اما در جهت آرام شدن دانشگاه از این کار خودداری می کنیم.
اما یاران من این به معنای پایان راه نیست.راه ما تازه آغاز شده است و زین پس برای بدست آوردن خواسته های به حق مان در مقابل مسئولین پا پس نخواهیم گذاشت.
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که خاموشی ما عدم ماست
